۲۲بهمنءروز تولد منءبر همگان مبارک     

 

 

 

 

 

  

سلام میکنم به تمامی دوستان گرامی که زحمت کشیدن به این مهمونی تشریف اورده باشن

 

 

امیدوارم بلیت گیرتون امده باشهءانهاییم که دیر کردن نمیخواد چاخان کنن میدونم به جون

 

 

مامانشون تو ترافیک بودن......

خلاصه بزارید مهمونی رو شروع کنیم....با یه تیکه کیک چطورین؟

پس بفرمایید........

 

 

 

 

 

 

 

اینم شیرینیش

 

هان؟گلوت درد داره؟ دکتر گفته شیرینیجات مضره برات؟

خوب عیب نداره بیا

 

 

 

 

 

 

 

حالا دوست دارین یه خورده از خودم بگم؟ هان!!! باوروم نمیشه از خداتونه نه... 

 

 

 

 

من در سال 1368 در روز 22بهمن ماه که همش جشن بود

 

امدم به این دنیا!

چون اون روزی که من بدنیا امدم تمام بیمارستانها ومراکز دولتی تعطیل بود

 

رفتیم تو کلینیک یه شهر دیگه غیر شهر خودم.

 

هان؟ چشمم روشن....اسم پرستار چی بود؟ اخه.......

 

یادم رفت وقتی به دنیا امدم اسمشو بپرسم شما به بزرگیتون ببخشین ولی اگه

خواستی بعدا تلشو میدم.....

 

زیادی فک زدم یه خورده دیگه از خودتون

پذیرایی

 کنید تا ادامه حرفمو بگم..

 

بفرمایید

 

 

 

 

 

 

بابا تعارف نکینءاخی شما چقدر خجالتی هستین؟

 

 

 

 

 

 

 

خوب ادامه حرفام....

 

 

من ادم خیلی شوخ ءرومانتیک و احساسی هستم و کلکل کردن با ادمایی که حاظر جوابن و

 

 

ادمای معمولی پیششون از نظر حاظر جوابی کم میارن رو بینهایت

دوست دارم....

 

 

انقدر دوست دارم که تو این کار خبرم یه جورایی

 

از ادمای باجنبه البته هم با جنبه هم با سیاست خوشم میادءخودمم

تعریف از خود نباشه جنبم بالاس

 

 

 

 

 

 

 

خصوصیات من":

اسم من:

 

اونایی که میگن من با هیچکس نسبت دارم کاملا اشتباه میکننء

 

من اون نیستم و نخواهم بودءنسبتی هم باهاش ندارم

 

فقط همینطوری اسم مستعارمو گزاشتم "هیچکس2"

 

شما اگه سختتونه میتونین منو به اسم "حانی" صدا کنین

 

اگرم خواستین اسم اصلیمو به دست بیارین

 

هیچکس و حانی رو جمع و تقسیم بر 2 کنین یه دست میاد.

 

من وقتی بیکارم فیلم میبینمء  فیلمای باحال و عشقی رو خیلی دوست دارم.

 

 

از فیلمهای ترسناکم بینهایت خوشم میادءمخصوصا ترسناک هایی که

 

دیدنش ادمو به سکته میندازهءمثل : فیلمهای ارهءکریسمس سیاه و....

 

وقتی بیکارم تفریم اینه که بخونم و تمرین خوانندگی کنمء

 

من از بچگی عاشق موسیقی بودم و هستمء

 

اونطوری که میگن صدامم خوب {البته تعریف از خود نباشه}

 

میخواستم امروز یه اهنگ از اندی یا ابی رو با صدای خودم بازخونی کنم

 

که به دلیل مشکلات فراوان و بد شانسی من نشود.

 

من یه فیلم نامه هم تو سرم دارم که اگه بخوام اجراش کنم و بیاد رو پرده

 

 به نظر خودم فوروشش خیلی بالاستءموضوع این فیلم نامه یه جورایی

 

 تو مایه های فیلم خط قرمزه اما 10برابر باحال ترو هیجانی تر.....

 

 

بعضی مواقم میشنم داستان مینویسم که 2تاشونو تو وبلاگم گزاشتم...

 

 

بسه بابا زیادی از خودم تعریف کردم بریم یه خورده کیک بخوریم....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فیلمها و شخصیت های مورد علاقه من:

 

من به خیلی از بازیگرا علاقه دارم ولی هیچ وقت کسیرو الگوی خودم قرار نمیدم

 

بازیگران ایرانی مورد علاقه:

 

از امین حیایی و محمد رضا فروتن ءو شهرام حقیقت دوست بینهایت خوشم میاد

 

از اقای حیایی به خاطر توانمندی هاش و طنز بودنش

 

از فروتن به خاطر احساس قابل تحسینشء

 

به نظر من بازندهءبهترین کار اقای فروتن میباشدء

 

چون اون تو این فیلم تمام احساس خودشو اورد تو صحنهءاز لحن صداءاز گریه کردن از صحبت این بازیگر من بد جوری حال میکنمء

 

اقای حقیقت دوست رو هم دوست دارم بخاطر بازیگری  جنجالیش در فیلمء مخصوصا خط قرمز.

 

 

 

دربین بازیگران زن هم

از باران کوثری به خاطر توانمندی فراوانش علاوه بر سن کمش خوشم میاد

 

به نظر من بهترین بازی وی در فیلم خون بازی میتونه باشه

 

او بعد از ترانه علیدوستی که به خاطر بازیگری "در من ترانه 15سال دارم"

 

دومین دختری هست که با این سن در عرصه سینما کار حرفه ای را در پیش

 

گرفته.

 

 

 

 

 

 

 

کتاب مورد علاقه من:

 

من تاحالا کتاب و رومان هایی که تو سبک سن و سال من باشه

 

زیاد خوندم

اما تنها کتابی که تو عمرم منو خیلی تحت تاثیر خود قرار داد

 

 کتاب "ارزوهای بزرگ"

 

اثر چارلز دیکنز بود.

 

 

من این کتابو تو خونه یکی از اشناهام خونده بودم و اونقدر باحال بود که 3ساعت تموم

 

منو معتل خودش کرد.ولی چون بایستی برمیگشتیم مجبور شدم نصف کاره ولش کنم

 

هر چی هم تو شهر خودمون گشتم بخرمش نبود....

 

داستانش اینطوریه که

 

یک پسر روستایی با لباس نامناسب تو دهکده ای همراه خواهر و شوهر خواهرش

 

که هردوشون ادمهای بد جنسی بودن زندگی میکرد.....

 

تو شهر پادشاه که خانومی بود یه دختر هم سن و سال پسر روستایی

 

داشت "17_18 ساله

 

 

بعد به خاطر مهربونی و تعریفی که از دیگران در مورد پسرک شنیده بود به خاطر اینکه

 

 

دخترش یه همبازی پیدا کند پسرک مجبور بود هفته ای چند بار به پیش دخترک میرفت و

 

بااون بازی میکرد" البته همیشه بازنده پسرک بود"

 

 

دختر پادشاه خیلی قیافه خوب و دلروبا داشتءو همیشه هم پسر روستایی رو تحقیر میکرد

 

 

حتی شده چند بار سیلی هم به پسرک زده بود...

 

 

اما پسرک کم کم حس کرد عاشق دختر پادشاه شده با اینکه دخترک حتی اورا کامل هم

نمیدید....

 

 

ماجراهای زیادی تو این داستان اتفاق میافته که داستان رو جزاب تر میکنه"مثلا ماجراهای

 

 

ترسناک"

خلاصه من اخرش نفهمدم این دوتا به هم میرسن یا.....

 

اه....هرچی ازش حرف میزنم دلم برای داستان تنگ تر میشه.....

 

اگه دوست داشتین ادامشو بگم بهم بگید تا کتابشو تهیه و....

 

خیلی فک زدمااااا

 

 

 

 

 

 

 

یه کی دیگه از خصوصیات من اینکه

 

خوش تیپی رو دوست دارم

 

دوست دارم همیشه تیپم بین همه ادما تک باشه

 

ارزوهام"

من اول از همه ارزو دارم به ارزوهام برسم

 

اخه دوست ندارم شماره بندی کنم دوست دارم به همشون برسم

 

مثلا دوست دارم امسال دانشگاه سراسری قبول شمءبتونم جلوی

 

کسی که میخوامش کم نیارم یه شغل توپ پیدا کنمءفیلم ناممو

 

به اجرا بزارمءبرم خواننده شم و.....

 

 اماااااااا بهترین ارزوم این که به عشقم برسم....

 

 

خوب دیگه نوبت کادوهاستااااا

هان!!!!!!!!!!!! کادو

نخریدین!!!!!!!!

حداقل یه گل میاوردی.........شوخی کردم بابا خوتون گلین

 

 

یه چیز دیگم هست

 

من عاشق گربه هستم...خیلی خیلی این حیونو دوست دارم

 

مخصوصا اگه بچه باشه..وای...

اگه خواستین برام کادو بیارین بچه گربه بیارین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسه دیگه چقدر بگم از خودم

میخوای شمارمم بدم هان؟

 

 

راستی یه چی دیگه

 

من از معما و چیزایی که ادمو گیج میکنه خیلی خوشم میاد

 

 

خودمم خیلی دوست دارمءالانم به قول بچه ها مغز متفکرم تو کلاس

 

 

دبیرارو جوری میپیچونم خودشونم نمیفهمن از کجا خوردن"البته تعریف نباشه"

 

 

بهترین سال تحصیلی و دوران تحصیل من همین امسال بوده و هست

 

 

اخه 10نفرم نمیشیم تو کلاس هروقتم خواستیم بریم میریم هر وقتم خواستیم بیایم

 

 

میایم.....خیلی حال مده

 

شیطونی حال میده به خدا...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نه خلاصه ازتون ممنونم امدین به مهمونیمءاگه چیزی کمو کسری بود

به بزرگی خودتون ببخشین

به مطالب عشقی پایین وبلاگم توجه بفرمایین

ممنونم.

 

 من....

 

من میخواستم اینجا بگم بهترین کادویی که گرفتم از عشق و تمام کسم بوده

 

کادوش پولکی نیستاااا  کادوش یه قول بود........

 

ارزوم تو روز تولدم": ارزو کردم هر سال که جشن تولدم میاد عشقمو خوشحال

 

خوشحال تر ببینم. راستش بدون اون زندگیرو نمیخوام..یهنی هیچی نمیخوام.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط هیچکس در پنجشنبه ششم دی 1386 ساعت 11:20 قبل از ظهر موضوع جشن تولد | لینک ثابت